غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

485

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

داد و مقارن آن حال خبر فوت سلطان مسعود شيوع يافت بنابرآن حاكم بلخ از چغر بيك امان طلبيده شهر را تسليم نمود و چغر بيك ظل عاطفت بر مفارق خلايق آن خطه مبسوط ساخته علم توجه بكنار آب آمويه برافراخت و در آن مقام خوارزمشاه بموكب چغر بيك پيوسته عرضه داشت كه شاه ملك نامى از تربيت‌يافتگان من در مقام سركشى آمده و دست تصرف مرا از ولايت موروث كوتاه كرده چغر بيك خوارزمشاهرا بمواعيد دلپذير مستظهر گردانيده بصوب خوارزم نهضت فرمود و شاه ملك در قلعه‌اى از قلاع آن مملكت متحصن گشته چغر بيك تا وقت دستبرد سپاه برداه را محاصره كرد و چون فتح تيسير نپذيرفت مراجعت نموده راه خراسان پيش گرفت و بعد از آنكه آن زمستان بپايان رسيد و سلطان فروردين سپاه سبزه و رياحين بفضاء صحرا و بساتين كشيد طغرل بيك و چغر بيك بمرافقت يكديگر با لشكر ظفراثر متوجه خوارزم گشتند و روزىچند شاه ملك را محاصره كرده آخر الامر به جهت فريب يكدو كوچ بازپس نشستند و شاه ملك اين معنى را بر گريز حمل نموده از حصار بيرون آمد و از عقب سلجوقيان روانشد طغرل بيك و چغر بيك عنان مراجعت انعطاف داده ابواب جنگ و جدال بر روى خوارزميان برگشادند و در آن معركه از اتباع شاه ملك بسيارى بقتل رسيدند و چهل نفر از خويشان او را اسير كردند و شاه ملك گريز بر ستيز اختيار كرده خواست كه بغزنين رود و از حاكم آنجا استمداد نمايد اما در اثناء راه سفر ناگزير عالم عقبى او را از آنكار مانع گشت و چون صورت فتح خوارزم سلجوقيان را دست داد چغر بيك بخراسان شتافته طغرل بيك بدهستان خراميد و از آنجا بجرجان رفته پس از ضبط آنولايت لشكر برى كشيد و در كمتر از يكسال تمامى بلاد عراق عجم را بحوزهء تصرف درآورد و در سنهء سته و اربعين و اربعمائه آذربيجان را نيز فتح نموده روى بغزو روم نهاد و چون از آن مرزوبوم مظفر و منصور بازآمد در سنهء سبع و اربعين و اربعمائه بدار السلام بغداد شتافت و با قايم عباسى بيعت كرده خليفه او را سلطان ركن الدين يمين امير المؤمنين لقب داد و طغرل بيك بموجبى كه در ضمن وقايع خلفاء عباسيه و ذكر ملوك ديالمه گذشت دست ملك رحيم ديلمى را از تصرف در بغداد كوتاه ساخته علم استقلال در سر انجام امور ملك و مال برافراخت و در سنهء خمسين و اربعمائه ابراهيم ينال كه برادر مادرى طغرل بيك بود و با او مخالفت مينمود از عراق عرب بهمدان نهضت فرمود و طغرل بيك از عقب ابراهيم روان گشته بعد از آنكه قريب بهمدان رسيد شنيد كه لشكر بسيار در ظل رايت ابراهيم جمع آمده‌اند لاجرم خود را بيك جانب كشيد و از اقربا و خويشان مدد طلبيد و حال آنكه در آن اوان چغر بيك در خراسان فوت شده بود و پسرش الپ‌ارسلان بجاى پدر بر مسند ايالت تكيه زده چون الپ‌ارسلان از حال عم خود خبر يافت سپاه خراسانرا فراهم آورده به طرف عراق عرب شتافت و در مملكت رى بطغرل بيك پيوسته عم و برادر زاده باتفاق يكديگر متوجه همدان شدند و با ابراهيم ينال قتال كرده او را گريزانيدند و بعضى از لشكريان از عقب ابراهيم رفته او را گرفتند و باشارت طغرل بيك بزه كمان بكشتند و بنابر آنكه در غيبت طغرل بيك بساسيرى بر بغداد استيلا يافته و قايم خليفه را